تاریخچه رقص ایرانی

رقص ایرانی، تابلویی رنگارنگ و زنده از تاریخ، جغرافیا و روحیات مردمان فلات ایران است. وقتی از «رقص ایرانی» صحبت میکنیم، تنها درباره یک سبک خاص حرف نمیزنیم؛ بلکه درباره هزاران سال تاریخ، از آیینهای میترایی در غارها تا سماع عارفانه و از رقصهای حماسی عشایر تا ظرافتهای مینیاتوری رقص کلاسیک سخن میگوییم.
در این مقاله، لایههای پنهان تاریخ رقص در ایران را ورق میزنیم تا ببینیم این هنر چگونه در طول قرنها زنده مانده و تکامل یافته است.
۱. رقص در ایران باستان: نیایش و رزم
در ایران پیش از اسلام، رقص جایگاهی آیینی و درباری داشت. تاریخنگاران یونانی مانند هرودوت و گزنفون اشاره کردهاند که ایرانیان باستان برای ورزیدگی جسمانی و آمادگی رزمی، حرکات موزون انجام میدادند.
آیین میترا (مهرپرستی): یکی از قدیمیترین ریشههای رقص در ایران به آیین میترا بازمیگردد. پیروان این آیین برای ستایش خورشید و برکت زمین، رقصهای خاصی انجام میدادند که نماد گردش فصول و حرکت ستارگان بود.
دوران هخامنشی و ساسانی: در دربار ساسانیان، موسیقی و رقص به اوج شکوفایی رسید. خنیاگران و رقصندگان در جشنهایی مانند نوروز و مهرگان هنرنمایی میکردند. رقص در این دوران ترکیبی از حرکات نمایشی، آکروباتیک و روایتگری داستانهای حماسی بود. ظروف نقرهای و جامهای زرین کشف شده از آن دوران، تصاویری از رقصندگان با شالها و لباسهای مواج را نشان میدهد که شباهت زیادی به رقصهای محلی امروزی دارد.
۲. دوران پس از اسلام و ظهور عرفان: سماع
با ورود اسلام و تغییر ساختارهای اجتماعی، رقصهای عمومی و درباری محدود شدند، اما رقص در قالبی جدید و معنوی به حیات خود ادامه داد: سماع.
صوفیان و عارفان (بهویژه پیروان مولانا جلالالدین بلخی) معتقد بودند که حرکت موزون و چرخیدن، راهی برای رهایی روح از قفس بدن و اتصال به مبدأ هستی است. در سماع، دست راست به سوی آسمان (برای دریافت فیض الهی) و دست چپ به سوی زمین (برای بخشیدن آن به خلق) است. این نوع رقص، نه برای نمایش جسم، بلکه برای صیقل دادن روح بود و تاثیر عمیقی بر فرهنگ حرکتی ایران گذاشت.
۳. دوران قاجار: شکلگیری رقص شهری و بزمی
آنچه امروز به عنوان «رقص کوچه بازاری» یا رقصهای سنتی مهمانی میشناسیم، ریشه در دوران قاجار دارد.
رقص مطربی و تخته حوضی: گروههای نمایش سیار با اجرای رقصهای کمدی و شاد، مردم را سرگرم میکردند.
سبک باباکرم: این رقص که ریشهای کاملاً مردانه و متعلق به طبقه لوطیها و کارگران جنوب شهر تهران داشت، ترکیبی از حرکات سنگین، استفاده از کلاه شاپو و حرکات گردن بود. این سبک در واقع نوعی پانتومیم ریتمیک از رفتارهای مردان آن دوران بود که بعداً زنان نیز به تقلید از آن پرداختند (رقص جاهلی).
رقص درباری قاجار: زنانی با دامنهای کوتاه و پرچین (شلیته) که تحت تاثیر لباسهای بالرینهای روسی بود، در دربار شاهان قاجار میرقصیدند. این سبک بر حرکات ظریف دست، عشوه (ناز) و حالات صورت تمرکز داشت.
۴. دوران پهلوی: تولد باله ملی و بازگشت به ریشهها
دوران پهلوی، عصر طلایی آکادمیک شدن رقص در ایران بود. در این دوره تلاش شد تا رقص ایرانی از حالت صرفاً تفریحی خارج شده و به یک هنر صحنهای (Stage Art) تبدیل شود.
سازمان باله ملی ایران: در سال ۱۳۴۶، سازمان باله ملی ایران در تالار رودکی تاسیس شد. هدف این سازمان ترکیب تکنیکهای باله غربی با داستانها، موسیقی و حرکات بدن ایرانی بود. آثار فاخری مانند باله «بیژن و منیژه» در این دوران خلق شدند.
پژوهش در فولکلور: گروههای رقص محلی سازمانیافته تشکیل شدند تا رقصهای روستایی را گردآوری کرده و با تنظیمهای حرفهای روی صحنه ببرند. این دوران باعث شد رقصهای محلی ایران در فستیوالهای جهانی شناخته شوند.
۵. رقصهای فولکلوریک (محلی): قلب تپنده ایران
ایران کشوری با تنوع قومیتی بینظیر است و هر قوم، رقص منحصربهفرد خود را دارد که بازتابدهنده جغرافیا و شیوه زندگی آنهاست:
رقص کردی (هلپرکی)
یکی از قدیمیترین و حماسیترین رقصهای ایران. هلپرکی نماد همبستگی، جنگاوری و شادی است. دستمال (چوپی) در دست نفر اول، نماد پرچم و رهبری است و کوبیدن پا بر زمین، نماد وابستگی به خاک وطن است.
رقص آذربایجانی
این رقص سرشار از سرعت، ریتم و تکنیک است. ایستادن روی پنجه پا و حرکات سریع زانو، نمادی از چابکی و آمادگی جسمانی است. رقص «لزگی» با ریتم تندش، شوری وصفناپذیر دارد.
رقص لری
رقصهای لری (مانند بازنه) اغلب به صورت گروهی و دست در دست هم انجام میشود که نشاندهنده اتحاد قبیلهای است. استفاده از دستمالهای رنگی و حرکات منظم شانه، از ویژگیهای بارز آن است.
رقص بندری
در سواحل خلیج فارس، رقص تحت تاثیر مهاجران آفریقایی و زندگی با دریا شکل گرفته است. حرکات لرزشی شانه و لگن و ریتمهای تند و کوبنده، بازتابی از گرمای هوا و امواج دریاست.
رقص گیلکی و مازندرانی
رقصی که بوی شالیزار و باران میدهد. حرکات این رقصها اغلب تقلیدی از کارهای کشاورزی (کاشتن برنج، چیدن چای) است. «قاسم آبادی» معروفترین سبک این منطقه است که با دامنهای رنگارنگ و حرکات موزون اجرا میشود.
رقص سیستانی و بلوچی
رقص شمشیر در سیستان نماد صلح پس از جنگ است و رقصهای بلوچی با حرکات تکرارشونده و خلسهآور (مانند گواتی) گاهی جنبه درمانی و آیینی دارند.
۶. ویژگیهای منحصربهفرد رقص کلاسیک ایرانی
رقص کلاسیک ایرانی (که متفاوت از رقصهای محلی است) ویژگیهای فنی خاصی دارد که آن را از رقصهای غربی و عربی متمایز میکند:
تمرکز بر بالاتنه و دستها: برخلاف رقص پا در ایرلند یا حرکات لگن در رقصهای لاتین، رقص ایرانی بر حرکات بسیار ظریف و مینیاتوری مچ دست، انگشتان و ساعد تمرکز دارد.
صورت و نگاه: رقصنده ایرانی باید بازیگر خوبی هم باشد. انتقال حس از طریق چشمها و ابروها بخش مهمی از اجراست.
ریتم ۶/۸: اکثر موسیقیهای رقص ایرانی در میزان ۶/۸ (شیش و هشت) هستند که فضایی شاد و روان ایجاد میکند.
فیگورهای مینیاتوری: بسیاری از حالتهای بدن در رقص کلاسیک ایرانی، الهامگرفته از نقاشیهای مینیاتور دوران صفوی و تیموری است (انحنای بدن، حالت سر و گردن).
۷. رقص ایرانی در دوران معاصر
پس از انقلاب ۱۳۵۷، رقص به عنوان یک هنر صحنهای رسمی در داخل کشور با محدودیتهایی مواجه شد، اما هرگز از بین نرفت.
حرکات موزون و تئاتر: رقص در قالب تئاتر و نمایشهای فرم، به حیات خود ادامه داد.
فعالیت در دیاسپورا: هنرمندان ایرانی خارج از کشور سعی کردند میراث رقص ایرانی را حفظ کنند و آن را با فرمهای مدرن (کانتمپورری) ترکیب کنند.
نسل جدید: امروزه با وجود فضای مجازی، نسل جوانی از مربیان و رقصندگان (مانند شما) در حال احیای تکنیکهای اصولی رقص ایرانی و تلفیق آن با علم روز دنیا هستند.
درباره مدیریت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید